تو و اين خونه رو باهم ميخوام تو نباشي دل من ميگيره.
توی باغ آرزوم نشسته و ، نفساش گلا رو خوش بو می کنه غم دیگه جایی تو قلبم نداره،غصه کم کم داره ترکم می کنه خنده تو قصه ی من غریبه نیست، روزگارم داره درکم می کنه... وقتی پدر ، دستات و می گیرم قلبم طپش میگیره، طوری که حس می کنم، هرگز نمی میرم پشتم به تو گرمه پدر ، حالا من غم ندارم ، تا تو رو دارم وقتی دلم تنگه ، مثه بارون تنها تو آغوش تو، می بارم.. میکنه چشم سیاه تو چه شبایی که توی خوابم شدی رویای قشنگم، مجنونم میکنه صورت ماه تو داره پرپر میزنه بازم توی سینه دله تنگم.. تا ستاره ها بدونن ، که برای هم میمیریم بیا زیر نور مهتاب ،نازنین من! بشینیم شاخه ای به یاد این شب، واسه همدیگه بچینیم. ببینم وحس میکنم، تو چشم تو غریبه م پنهون نکن عشقتو از چشام مگه ندیدی؟ چه حالی ام! به من بگو قلبشو چند خریدی؟؟ آرزوي ديدن تو ، ذكر دعا شه ، اي خدا هر چي عشقه كه گناه نيست عشق تو بيگناهيه هر كي عاشق تو باشه ، لايق پادشاهيه دل تنگ و اسير غصه ها ، كردي به خاك تشنه،عشق زندگي دادي تو آغوش زمين ، آب و رها كردي تو آتيش و به روي شونه هاي باد پريشون كردي و ، از غم جدا كردي. كاش چشمان من و تو، به زمان مي خنديد كاش دستان تو در صفحه ي بي رونق بوم طرحي از سفره ي نوراني شب را مي چيد با همان ماه قشنگي كه در آب بركه در تكاپوي غرور امواج مي رقصيد خاطرم هست همان لحظه ي شيريني را كه قلم در خم انگشت ظريفت لغزيد و من آموختم از حركت احساس و قلم مي شود از ته دل ،عمق محبت را ديد من دلم در طپش ياد گرفتن ، لرزيد عالمي داشت و چشم تو مرا مي فهميد كاش ميشد كه در قالب يك شعر قشنگ آسمان را به تو تقديم كنم ، اي خورشيد. نه وحشت ميكني ، نه با كسي هستي تو همتايي نداري ، تا كست باشه تو بي همخونه و بي همسفر هستي...








| Design By : Night Melody |


